ویکی دانش - (نمایشنامه طنز دهه فجر 97 )

دانلود انواع مقالات و پاورپوینت ها - دانلود نمایشنامه طنز و دخترانه دهه فجر سال 97

پروین دولت آبادی

خدای مهربان

با این دو دست کوچکم                                     دست می برم پیش خدا
با دل پاک و روشنم                                                      دعا کنم دعا دعا
باز ای خدای مهربان                                                   بشنو دعاهای مرا
دعا برای مادرم                                                            دعا به شادی بابا
به خانه ها صفا بده                                                      به جان ما وفا بده

پروین دولت آبادی

نوشته شده در چهارشنبه 2 مهر 1393 ساعت 12:13 ب.ظ توسط س ح نظرات |

1. آب از دستش نمی چکد!

2. آب از سر چشمه ِگل است!

3. آب از آب تکان نمی خورد!

4. آب پاکی را روی دستش ریخت!

5. آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم!

6. آب را گل آلود می کنه که ماهی بگیره!

7. آب زیر پوستش افتاده!

8. آب، سنگها را می ساید.

9. آب که یه جا بمونه، می گنده.

10. آبکش به کفگیر می گه تو سه تا سوراخ داری!

11. آب که از سر گذشت، چه یک ذرع چه صد ذرع – چه یک نی چه صدنی!

12. آب که سر بالا رفت، قورباغه ابو عطا می خونه!

13. آب نمی بیند ورنه شناگر قابلیست!

14. آب از او گرم نمی شود!


pic21_www.jahaniha.com_9

 شعر دهه فجر

فجر است و سپیده حلقه بر در زده است / روز آمده، تاج لاله بر سر زده است

…..با آمدن امام در کشور ما / خورشید حقیقت زافق سر زده است ………

دهه فجرمبارک

$$$$$$$$$$$$$$ شعر دهه فجر $$$$$$$$$$$$$$$

.

این دهه فجر است گویی نوبهار

وین همه مهراست از او یادگار

غصه ها رفتند و افسانه شدند

ناله ها فریاد مستانه شدند

دردهه فجرامتش پیروزشد

ماه بهمن ماه جان افروزشد

فجرگویی نوبهارزندگی

چون چراغی در ره سازندگی

ماهمه دلداده ی رهبرشدیم

تا ابد او یار و ما یاورشدیم

گفته بودم قصه دارم با شما

قصه ای از ماه بهمن بچه ها

آنچه بشنیدید برآیندگان

بازگویید تا بماند همچنان

از نهضت قاطعانه ی روح الله

شد دست ستمگران ز ایران کوتاه

با دست تهی و این همه پیروزی

لا حول و لا قوت الا بالله

دهه فجر مبارکباد.

$$$$$$$$$$$$$$ شعر دهه فجر $$$$$$$$$$$$$$$

.

از خون سرخ بهمن سرسبز شد بهاران / اندیشه باور شد، در امتداد باران

بر صخره‏های همّت جوشیده خون غیرت / بانگ سرود و وحدت آید زچشمه ساران

و الفجر بهمن آمد، فصل شکفتن آمد / بر پهندشت باور، خالی است جای یاران . . .

دهه فجرمبارک

$$$$$$$$$$$$$$ شعر دهه فجر $$$$$$$$$$$$$$$

.

در مزا رآباد شـهر نیستی / اسـتخوان زندگی پوسـیده بود

مرگ وحشت با دهان اسـلحه / اسکلت ها را دهان بوسـیده بود

دیـو در تاریکی آن سـالـها / از تن آلاله ها ، جان می گـرفت

خون سرخ شاهدان نوشیده بود / عنجه هاشان را به دندان می گرفت

آدمی افسـون شـیطان پلید، / گوسـفندان راضی از چوپانشـان

گر کسی بیدار می شد ناکهان / کشته می شـد بی صدا یا بی نشان

در چنین ظلمت شب ایران زمین / ناگهان، نـوری درخشـیدن گرفت

روح روح ا… ، جان در تن دمید / ابر رحمـت نـیز باریدن گـرفت

آمد آن آرام جان از هجرتش / گوئیا آن شب شـده صبح سـپید

مردمانـش گشـته با هم متحد / نـور ایمـان در دل آنها دمـید

مردم بیدار گشـته می شـدند / هـمصـدا با رهـبر بیـدارگر

با غریو مشــتهای لالــه ها / دیـو شـد از کاخهایش در بـدر

نورحـق تابـید در دلهـای ما / دست ها دست خدایی گشته بود

نارها گشــته اســیرنـورها / موسـم جشن رهایی گشته بود

سالگشت دیگری ازره رسـید / تهنیت ایدوسـتان، همسنگران

شادی خود را کمی قسمت کنید / سهم دارند از شـماها دیگران

دهه فجر  مبارک

$$$$$$$$$$$$$$ شعر دهه فجر $$$$$$$$$$$$$$$

.

آهن آبدیده را زنگ عوض نمی کند / چهره انقلاب را جنگ عوض نمی کند

به دشمن علی بگو به کوری دو چشمتان / پیرو خط رهبری رنگ عوض نمی کند . . .

دهه فجر مبارک

$$$$$$$$$$$$$$ شعر دهه فجر $$$$$$$$$$$$$$$

 .

برخیز که فجر انقلاب است امروز / بیگانه صفت خانه خراب است امروز

هر توطئه و نقشه که دشمن بکشد / از لطف خدا نقش بر آب است امروز

۲۲ بهمن سالروز پیروزی انقلاب اسلام مبارک باد . . .

$$$$$$$$$$$$$$ شعر دهه فجر $$$$$$$$$$$$$$$

.

از خون سرخ بهمن سرسبز شد بهاران

اندیشه باور شد، در امتداد باران

بر صخره‏های همّت جوشیده خون غیرت

بانگ سرود و وحدت آید زچشمه ساران

و الفجر بهمن آمد، فصل شکفتن آمد

بر پهندشت باور، خالی است جای یاران

دهه فجر مبارک

$$$$$$$$$$$$$$ شعر دهه فجر $$$$$$$$$$$$$$$

.

پویا و باوقار، شهوار می رویم

استاده بر مسیر، بیدار می رویم

در باغ انقلاب، شاد و بلند و سبز

هر روز تازه تر، پر بار می رویم

دانش سلاح ما، حق است یار ما

از ذکر یاحسین سرشار می رویم

*دهه فجر مبارک*

$$$$$$$$$$$$$$ شعر دهه فجر $$$$$$$$$$$$$$$


نوشته شده در چهارشنبه 9 بهمن 1392 ساعت 11:10 ق.ظ توسط س ح نظرات |

امیر تیمور گورکانی (۸۰۷ -۷۷۱ ق / ۱۴۰۵- ۱۳۶۹ م./۷۴۸ - ۷۸۳هـ.ش) یا تیمور لنگ با این‌که مردی خونریز و بی‌رحم بود، ولی دوستدار دانش و هنر بود و به عالمان و هنرمندان احترام بسیار می‌گذاشت و حتی هنگام قتل‌عام یک شهر دستور می‌داد که از کشتن دانشمندان و فقیهان و هنرمندان خودداری کنند.[۱]

تیمور در اواخر سده هشتم به فارس لشکر کشید و در حدود سال ۷۶۷ هجری خورشیدی (۷۹۰ قمری) وارد شیراز شد. دولت شاه سمرقندی در تذکرةالشعرای خود نوشته است که تیمور پس از ورود، کسی را به نزد حافظ (حدود ۷۲۷ - ۷۹۲ هجری قمری)، شاعر نامدار فرستاد تا او را پیش وی ببرند. او ادامه داستان را این‌چنین نقل می‌کند:

تیمور به حافظ می‌گوید «من اکثر ربع مسکون را با این شمشیر مسخر ساختم و هزاران ولد و ولایت را ویران کردم تا سمرقند و بخارا که وطن مألوف و تختگاه من است را آبادان و مفتخر سازم. تو مردک به یک خال هندوی ترک شیرازی، سمرقند و بخارای ما را می‌فروشی. چنانکه در این بیت گفته‌ای:

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

خواجه حافظ زمین ادب را بوسه داد و گفت ای سلطان عالم از آن بخشندگی است که بدین روز افتاده‌ام.» تیمور از این سخن خرسند می‌شود و به حافظ اکرام و احترام می‌کند.[۲] شاید این بیت حافظ اشاره‌ای به تیمور باشد:

خیز تا خاطر به آن ترک سمرقندی دهیم
کز نسیمش بوی جوی مولیان آید همی

همچنین:

سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل
شاه ترکان فارغ است از حال ما کو رستمی


پانویس

  1. تاریخ ۳، ص ۱۳۳
  2. تاریخ ایران، سایکس، جلد ۲، صص ۲۳۲ و ۲۳۳

منابع

  • تاریخ ۳، سال سوم آموزش متوسطه (نظام قدیم)، رشته علوم انسانی، دفتر برنامه‌ریزی و تألیف کتاب‌های درسی ایران، ۱۳۷۲.
  • سایکس، سرپرسی، تاریخ ایران (۲ جلد)، ترجمه سید محمدتقی فخرداعی گیلانی.
  • صدیق، عیسی، تاریخ فرهنگ ایران، دانشگاه تهران، ۱۳۵۵.
  • صفا، ذبیح‌اللّه، تاریخ ادبیات در ایران (۵ جلد)، انتشارات فردوس، ۱۳۶۷.


این مطلب برگرفته از سایت ویکی پدیا است اما خواستم مطلبی به آن اضافه کنم به همین خاطر کپی کردم.

وقتی تیمور به حافظ گفت که چرا سمرقند و بخارای منو به یک خال می بخشی،حافظ با زیرکی تمام چنین پاسخ گفت:
شعر من آنگونه که شما شنیده اید نیست و در اصل چنین است:



اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را   به خال هندویش بخشم سه من قند و دو خرما را !!


نوشته شده در جمعه 11 اسفند 1391 ساعت 12:31 ق.ظ توسط س ح نظرات |

حافظ:
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
 صائب تبریزی:
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را
هر آن کس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد
نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را
 شهریار:
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم تمام روح اجزا را
هر آن کس  چیز می بخشد بسان مرد می بخشد
نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را
سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند
نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دل ها را
شاعر:
 اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
خوشا بر حال خوشبختش، بدست آورد دنیا را
نه جان و روح می بخشم نه املاک بخارا را
مگر بنگاه املاکم؟چه معنی دارد این کارا؟
و خال هندویش دیگر ندارد ارزشی اصلاً
که با جراحی صورت عمل کردند خال ها را
نه حافظ داد املاکی، نه صائب دست و پا ها را
فقط می خواستند این ها، بگیرند وقت ما ها را…..؟؟؟

نوشته شده در پنجشنبه 10 اسفند 1391 ساعت 09:43 ب.ظ توسط س ح نظرات |



( کل صفحات : 6 )    1   2   3   4   5   6   
اگر مطلبی یافت نشد اینجا کلیک کنید