تبلیغات
ویکی دانش - (نمایشنامه طنز دهه فجر 97 ) - مطالب آرایه های ادبی
ویکی دانش - (نمایشنامه طنز دهه فجر 97 )

دانلود انواع مقالات و پاورپوینت ها - دانلود نمایشنامه طنز و دخترانه دهه فجر سال 97

هر گاه موضوعی را که مربوط به یکی از حواس است. به چیزی نسبت دهیم که با ان حس قابل احساس نباشد، آرایه حس آمیزی آفریده می‌شود که در زبان روزمره نیز کم کاربرد نیست.

مثال:

مزه پیروزی را چشید.

در این عبارت «مزه» که مربوط به حس چشایی است به پیروزی نسبت داده شده‌است. اما پیروزی با حس چشایی قابل احساس نیست.

حقیقت تلخ است.

در این عبارت {تلخی} که مربوط به حس چشایی است به حقیقت نسبت داده شده است. اما حقیقت با حس چشایی قابل احساس نیست.


در حقیقت حس آمیزی آمیختن دو یا چند کلام در حس است. یعنی از یک حس ، به جای حس دیگر استفاده شود و بر تاثیر سخن بیفزاید.

مثال:

بوی بهبود از اوضاع جهان می شنوم         شادی آورد گل و باد صبا شاد آمد

{آمیختگی بو(حس بویایی) با می شنوم ( حس شنوایی)}


با لبخند شیرینش، چشم کاروانیان را نوازش می کرد.

{آمیختگی لبخند(حس بینایی) با شیرینی (حس چشایی)}


این مطلب کامل نیست لطفا برای مشاهده متن کامل اینجا کلیک کنید.


هر گاه شاعر و نویسنده برای موضوعی، دلیلی غیر واقعی وتخیلی، اما دلپذیر و قانع کننده ارایه دهد به حسن تعلیل دست می‌یابد.


  • مثال
تا چشم بشر نبیندت روی
بنهفته به ابر چهر دلبند

{شاعر علت ابر پوش بودن قله دماوند را برای ندیدن او بیان کرده‌است.}

  • مثال

تو قلب فسرده ی زمینی از           از درد ورم نموده یك چند

{علت برامدگی دماوند اینگونه توجیه شده است كه((دماوند))قاب زمین تصور شده است كه دردگرفته و از شدت درد ، ورم نموده است}

  • مثال
من موی خویش را نه از آن می کنم سیاه           تا باز  نوجوان  شوم و نو کنم  گناه
چون جامه ها به وقت مصیبت سیاه کنند            من موی از مصیبت پیری کنم سیاه

(شاعر با دلیلی غیر واقعی و شاعرانه ، علت رنگ کردن موهای خود را گرفتار آمرن در مصیبت پیری بیان می کند. در حالی که این علت واقعی نیست و شاعر می خواهد نشانه های پیری را پنهان کند.)

  • مثال
از حکیمی پرسیدند: چرا استماع (شنیدن) تو از نطق (سخن گفتن) زیادت است؟ گفت: زیرا که مرا دو گوش داده اند و یک زبان.

{این که انسان دو گوش دارد و یک زبان دلیل واقعی برای "کمتر گفتن و بیشتر گوش دادن" نیست.}






ادعای وجود صفتی در کسی یا چیزی، به گونه ای که بیش از حد معمول یا محال باشد را اغراق می گویند.

  • مثال
بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران            از سنگ ناله خیزد روز وداع یاران

  • مثال
آن قدر گفته ام صادقانه بود که در کوه هم اثر می کرد!

  • مثال
شود کوه آهن چو دریای آب        اگر بشنود نام افراسیاب

  • مثال
هر شبنمی در این ره، صد بحر آتشین است (صد دریا بودن شبنم ناچیز ، اغراق است)


اغراق، مناسب ترین آرایه برای آفرینش صحنه های حماسی است.



این مطلب کامل نیست لطفا برای مشاهده متن کامل اینجا کلیک کنید.

عبارت است از این که شاعر یا نویسنده‌ای،در ضمن کلام خود، یک آیه، حدیث، مصراع، بیت و یا عبارتی را از دیگران بیاورد.

  • مثال
چه خوش گفت فردوسی پاکزاد                    که رحمت بر آن تربت پاک باد
میازار موری که دانه کش است       که جان دارد و جان شیرین خوش است

این دو بیت بخشی از بوستان سعدی است و سعدی بیتی معروف از فردوسی را در میان شعر خود عیناً نقل کرده‌است.


  • مثال
صائب این، آن غزل حافظ شیرین سخن است     "مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید"

  • مثال
خیز تا خاطر بدان ترک سمرقندی دهیم        کز نسیمش، بوی جوی مولیان آید همی (حافظ)

بوی جوی مولیان آید همی ، مصرعی از رودکی است.

  • مثال
موسی (ع) قارون را نصیحت کرد که: "أَحْسِنْ كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَیْكَ" (آیه 77 سوره قصص)








اگر مطلبی یافت نشد اینجا کلیک کنید